اخبار

گفتگو با امین شیرزادی : شعر زندگی واقعی و درونمایه حسی بشر است،

گفتگو با امین شیرزادی : شعر زندگی واقعی و درونمایه حسی بشر است،
شعر امروز درگیر فراز و فرودها و موجهای عجیبی شده، گاهی حسب سلیقه ی مخاطب بشدت دچار ساده انگاری و ساده نویسی میشود گاهی بشدت به متن نزدیک میشود و گاه شاه بیت پروری دستمایه ی اصلی شاعران،

_لطفا ابتدا کمی از زندگی و تحصیلات خودتون توضیح مختصری بفرمایید (بیوگرافی)

امین شیرزادی هستم متولد شب یلدای سال ۱۳۴۷ در روستای قباد شیان اسلام آباد غرب.

شروع فعالیت جدی شعرم از سال ۶۷ در دانشگاه اصفهان و انجمن های شهر اصفهان و آشنایی با شعرای بزرگ اصفهان بود و از سال ۸۴ هم به فعالیت ترانه سرایی را در کنار شعر مشغول هستم سه مجموعه ی چاپ شده و یک مجموعه ی در دست انتشار دارم.

 

- شعر و شاعر از نظر شما کیست و شمار در چه قالبهایی اثر نوشته اید؟

شعر جریان حس شوریدگی انسان در حجم واژگان است شعر زندگی واقعی و درونمایه حسی بشر است، در واقع شعر تعریف بعد زیبایی  پنهان درون انسان است که با کشف و شهود مثال آن در متن و بطن اشیاء و اتفاقات پیرامون خود، آن را به   قالب کلمات میریزد، البته این شکل گیری اتفاقات و کشف و شهودها در قالب واژگان، حرکت سیال خود تصاویر است به سمت واژه شدن و شعر شدن، وگرنه نوشته ی حاصل، یقینا نظم یا متن خواهد و از حس درونی خالی.

بنده تمام قالب های رایج را آزموده ام و البته در تمام قالبها شعر سراغم آمده است به غزل دلبستگی ویژه ای دارم و رباعی هم از قالبهایی ست که بعد از غزل، بیشترین    قالب تشکیل دهنده ی آثارم بوده است

شعر امروز رو چگونه می بینید؟آیا شعر امروز در گیرو دار ساده سرایی است؟ یا حتا از ساده سرایی هم افول کرده و می شود گفت شعر امروز در گستره ی خود حتا ساده سرایی هم نیست بلکه در حد دلنوشته ها افول کرده؟

شعر امروز درگیر فراز و فرودها و موجهای عجیبی شده، گاهی حسب سلیقه ی مخاطب بشدت دچار ساده انگاری و ساده نویسی میشود گاهی بشدت به متن نزدیک میشود و گاه شاه بیت پروری دستمایه ی اصلی شاعران، در این بین کسانی هم هستند که ذات شعر برایشان مهم است اما واقعیت شعر امروز این است که امواج نا آرامی این زورق های حسی را درگیر خود کرده و تحت عناوین مختلف و نام ها و جریانهای جدید در جدالی سخت با زمانه هستند و در واقع زمان قاضی خوبی خواهد بود برای ماندگاری یا فراموشی نام ها و جریانها

-بنظر من چیزی که شعر را از هر متن دیگری متمایز میکند نگاه متفاوت به ذات و ظرفیت واژگان و درواقع کشف ظرفیتهای حسی و تصویری واژگان و خلق تصاویری ست که تاکنون توسط دیگران کشف نشده است. ماهیت شعر، ساختار اندیشه مند رازآلود تصاویر بکری است که برای خود شاعر هم لذت کشفش جاری باشد.

-از این عناصر، چند مورد را می توان به  صراحت در آثار امین شیرزادی یافت؟ چند مورد را مثال بزنید

من خودم از کشف تصاویر در شعر خودم لذت میبرم و مخاطبین واقعی شعر هم از این موضوع بارها سخن گفته اند. مثل من ماه، چه لاغر شده از دوری تو

روزه ی زوی ترا سخت، تحمل کرده ست

یا

مانند تاکی که ندارد تکیه گاه، از بغض

سر میگذارم بر سر دوش خودم بی تو

یا

خطوط پیکر ببری که میدود با خشم

نشسته روی جبینت، دلم پر از آهوست....

 

-جایگاه سبک و تمایزات سبکی در شعر امروز، چندان مورد توجه قرار نمی گیرد، چه در اشعار کلاسیک و چه در اشعار آزاد. امین شیرزادی در اشعارش چقدر توانسته است به سمت ایجاد سبک مخصوص به خود حرکت کند، آیا اصلا دغدغه ی جناب شیرزادی سبک ادبی بوده است؟ اگر بوده است آیا مخاطبان شعر شما با شنیدن غزل، رباعی یا ترانه بخوبی شعر شما رو تمایز می دهند خیلی ساده تر بگویم شعر شما رو از میان انبوه شاعران به سرعت خواهند شناخت؟

بحث سبک در شعر معاصر، یک بحث فوق العاده پیچیده است، هر جریان و هر گروه و هر تفکری دارد تلاش میکند خودش را سبک غالب جلوه دهد اما واقعیت این است که این اتفاقات هرگز سبک نیست، اینها بیشتر جریان و حرکات هیجانی است. بنده با احترام به تمام شاعران عزیز و جریانهای محترم ادبی دنبال کشف تصاویری هستم که مخاطب از خواندن و دیدنش احساس لذت و شگفتی کند گاهی چند واژه ، یا تصویر و ترکیب که ساخته ی ذهن و قلم شاعر است به شناسنامه ی ادبی او اضافه میشود

بنده هم تا حدودی تلاش کرده ام بیشترین بهره ی حسی را از تصاویر طبیعت داشته باشم که قضاوت در خصوص موفقیت در این زمینه، کار مخاطب شعرشناس است، البته زبان شعر شاعر را تحت تاثیر همان تصاویر میتوان معرف او دانست که امیدوارم این اتفاق در مورد بنده هم افتاده باشد

-چرا در ادبیات معاصر، مفاهیم عمیق ادبیات کلاسیک را نمی بینیم؟ شعر امروز بیشتر مضمون پرداز و انتقادی است در حالیکه شعر کلاسیک بیشتر دربرگیرنده ی حکمت بود. می شود گفت شعر زجاجی بر شعله ی حکمت بود، فکر می کنید مدرنیته و مدرنیسم مسوول این اتفاق است؟ شعر مثل هر هنر یا علم دیگری فرزند زمانه ی خویش است، وقتی تفاوت طرز تفکر یک کودک امروزی را با کودکی از صد سال پیش مقایسه کنیم متوجه میشویم که تمام تغییرات در عرصه ها مختلف زاییده

 

ی سرعت گرفتن جریان زندگی است، زندگی های امروز بسیار شتابزده و عجولانه ست، شعر هم اگر بخواهد روال حکمت را در پیش بگیرد ی

 

ا به مفاهیم عمیق بپردازد هنری مطرود خواهد شد در واقع همین سطح از شاعرانگی هم تلاش عجیب خود شعر برای ماندن در جریان زندگی مردم است و یقینا بیشترین مدرنیته تاثیر را در این شتابزدگی و احساس بی وقتی، بر انسان گذاشته ست، انسان امروز همه چیز را فست فودی میخواهد به همین خاطر شیوع ترانه های ساده و دم دستی در جامعه  بشدت رواج یافته چون منظور از ترانه را فقط تخلیه ی هیجان های زودگذر میدانیم حتی ترانه سرایی ما که در واقع بخشی از وجود شعر است بشدت و بسیار افسوس برانگیز درگیر صرفا ریتم و هیجان شده و از تصنیف ها و ترانه های پنج دهه ی پیش بشدت فاصله گرفته است

مدرنیسم در زندگی امروز انسان باعث شده که انسان برده ابزار مدرنیته شود

-آیا وضعیت شعر امروز، باید همین باشد که هست یا فکر می کنید شعر امروز ایران با چالش هایی رو به روست که باید آسیب شناسی شود؟ اگر چالش هایی جدی هست، رویکرد خود جناب امین شیرزادی برای اینکه در حیطه ی آسیب ها قرار نگیرد چه بوده؟ و فکر میکنید چقدر موفق بودید؟ یعنی اگر شما امین شیرزادی نبودید بلکه یک منتقد حرفه ای ادبیات بودید که به شعر امین شیرزادی می پرداخت، در آن صورت شعر جناب امین شیرزادی چقدر از مولفه های حرفه ای ادبیات را در بر دارد و چقدر از آسیب های امروز ادبیات مصون مانده است؟ شعر امروز که یقینا درگیر چالش و نیازمند بررسی ست اما هرچه فکر میکنم که چه کسی یا چه کسانی با  نگاهی جامع این عرصه را به چالش بکشند!نمیدانم

واقعیتش این است که شعر کلاسیک ما با ترجمه بخش زیادی از هویت تصویر و تخیل شاعرانه ی خود را از دست میدهد حال آنکه نگاه جهانی و بررسی شعر در حوزه فرا اقلیمی میتواند این هنر را جهانی کند یا از دایره ی قضاوت حذف نماید، پس ابزارهای جهانی برای شعر کلاسیک ما کاربرد آنچنانی ندارد میماند شعرهای غیر  کلاسیک، که آنهم بنظر بنده باید ترجمه شوند تا در جهان جایگاهشان مشخص گردد. امین شیرزادی برای فرار از آسیب هایی شعر را تهدید میکند سعی کرده در شعر، خودش باشد از دریچه نگاه  خودش و با تکیه به داشته های مطالعاتی، درگیر امواج زودگذر نشود

البته یک نکته هم لازم است بعنوان نظر شخصی بگویم که شعر کلاسیک ما از فخر   کلام و واژگان دارد دور میشود و این جریان افول، شعر را به یک بازگشت ادبی دیگر محکوم خواهد کرد

الان کسانی که شعرشان از پس سالها همچنان زمزمه ی ذهن و زبان هاست کسانی هستند که زبانی میانه دارند و از واژگان فاخر شعر دیروزهای ادبیات هم بشکلی ملموس و امروزی استفاده کرده اند

-فکر می کنید امین شیرزادی، در کدام کتاب خود موفق تر بوده است

من کتاب تقصیر جاده نیست را بیشتر دوست دارم زیرا مهر تایید بسیاری از بزرگان شعر کشور بر شاعر بودنم را با این کتاب دریافت کردم هرچند کتاب های دیگرم هم دست کمی از آن ندارند اما انگار کتاب اول، فرزند ارشد است.

_سپاس از این که این وقت را به ما دادین به امید موفقیت روز افزون شما - زرتشت محمدی 

۲۸ آذر ۱۳۹۷ ۱۶:۲۷

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید