به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
 
  • فرهنگ محور توسعه
  • خسرو تمری   ۱۳۹۶/۱۲/۰۵
  • فرهنگ محور  توسعه
    بی شک فرهنگ یکی از خرده نظامهای اجتماعی است که نقش مهمی در جامعه ایفا می کند و تعریف صحیح نقشها و کارکردهای فرهنگ می تواند جایگاه این خرده نظام مهم را مشخص نماید و ما را در رسیدن به منویات مقام معظم رهبری در راستای تحقق عنوان سال کمک کند، اما لازم است در این مسیر رویکرد حوزه های مختلف خرده نظام فرهنگی متناسب با مهندسی فرهنگی مورد تاکید مقام معظم رهبری تبیین گردد.
  • نظام اجتماعی دارای گستردگی و اهمیت ویژه ای است که که تمامی روابط جامعه انسانی در درون آن شکل می گیرد؛ که از مجموعه ای از خرده نظام های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی تشکیل شده  است و  ارتباطی تنگاتنگ با همدیگر دارند که به هیچ عنوان نمی توان هیچ یک را بی نیاز از  دیگری دانست ؛ لذا کارکرد هریک از این خرده نظام ها باید به گونه ای باشد که اهداف نظام اجتماعی را در سطح کلان محقق سازد ؛ از این رو است که  ابعاد و کارکرد و حتی نقش هایی که این خرده نظام ها در سطح نظام اجتماعی دارند باید به درستی روشن و مشخص ساخت و همه ی سطوح آن را در تحلیلی علمی مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.

    کارکردهای مثبت و موثر و حتمی نظام فرهنگی، اقتصادی ، سیاسی و نظام زیستی برکسی پوشیده نیست و هرکدام از این نظام ها دارای رویکردی متعامل و در هم تنیده هستند که اگر همه ی آنها در یک ساختار جای بگیرند می توان گفت که نظام اجتماعی از حرکتی جهت مند و ساختارمند برخوردار شده است.

    اما در کنار این نگاه ساختاری و نظامند و متعامل به حوزه های مختلف نظام اجتماعی، باید گفت جایگاه خرده نظام فرهنگی از سایر خرده نظام های اجتماعی مهمتر و ارزشمند تر است و به یقین بیش از هرکسی دیگر  مقام معظم رهبری این جایگاه را به درستی تعریف نموداند و در این راستا می فرمایند : " فرهنگ از اقتصاد هم مهم‌تر است. چرا؟ چون فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفّس میکنیم؛ شما ناچار هوا را تنفّس میکنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مثل هوا است؛ اگر درست باشد، آثاری دارد." بیانات در مشهد مقدس نوروز 93 .

     بی شک فرهنگ یکی از خرده نظامهای اجتماعی است که نقش مهمی در جامعه ایفا می کند و تعریف صحیح نقشها و کارکردهای فرهنگ می تواند جایگاه این خرده نظام مهم را مشخص نماید و ما را در رسیدن به منویات مقام معظم رهبری در راستای تحقق عنوان سال کمک کند،  اما لازم است در این مسیر رویکرد حوزه های مختلف خرده نظام فرهنگی متناسب با مهندسی فرهنگی مورد تاکید مقام معظم رهبری تبیین گردد.

    فرهنگ دارای گستردگی و دارای ابعاد متنوعی است و همین مساله باعث شده است که تعاریف متعددی از این خرده نظام مهم صورت گیرد ، اما می توان گفت که اکثر این تعاریف ما را به یک مضمون عمده و اساسی هدایت می کند و  همانا اهمیت فرهنگ و کارکردهای اثر بخش و دارای اولویت نظام فرهنگی در جامعه است.

    کردکردهای خرده نظام فرهنگی در ساختار کلان اجتماعی متنوع و بسیار زیاد می باشد و در واقع باید گفت که نظام فرهنگی عامل اصلی انسجام سایر خرده نظام های اجتماعی است  و نظام هنجارمند جامعه با محوریت اعتقادات دینی بر اساس این خرده نظام عمل و شکل می گیرد؛ لذا اگر نظام فرهنگی نتواند انسجام سایر خرده نظام ها را فراهم کند و نتواند تعامل لازم را با سایر خرده نظامهای اجتماعی برقرار کند  یقینا ساختار نظام اجتماعی چه به صورت آشکار و چه به صورت پنهان دچار نارسایی و کارکردهایی نامناسب می شود که در نهایت به ناهنجار و عدم توازن در سطوح مختلف جامعه منجر می شود.

     

    لذا تاکید بر این اندیشه که فرهنگ اساس توسعه است ، بیراهه نیست و در واقع باید گفت اگر توسعه جامعه بر مدار فرهنگ پی ریزی شود ، مسیر رشد و پیشرفت آن جامعه هموار تر خواهد شد ، چرا که فرهنگ در بطن خود هم دارای ابعاد معنوی و هم داری ابعاد مادی برای رشد و توسعه است ، و هرچند محورها و ابعاد خرده نظام فرهنگی بسیار متکثر و متنوع است ، اما  مهمترین بنیان این خرده نظام ، اعتقادات دینی است ، که اگر در سطوح مختلف جامعه مورد توجه قرار گیرد می تواند بسترهای لازم را برای ارتباط و تعامل مناسب و موثر با سایر خرده نظام ها فراهم کند و زمینه رشد و ارتقاء نظام اجتماعی را فراهم کند.

    کارکردهای نظام فرهنگی به گونه ای است که ضمن تاثیرگذاری بر سایر خرده نظامهای نظام اجتماعی ، از آنها نیز تاثیر می پذیرد و در حقیقت با تاثیر پذیری متقابل و متعامل این خرده نظامها از همدیگر است که نظام اجتماعی در سطح کلان کارکردی ساختارمند پیدا می کند ، لذا نباید ، خرده نظامهای اجتماعی را جدا از هم در نظر گرفت و برای آنها پیوستی قائل نشد و با اعتقادی مفرط ، خرده نظامها را بی نیاز از ارتباط متقابل و یا دارای ارتباطی ضعیف دانست ، که همین موضوع باعث می شود پویایی نظام اجتماعی با حرکتی نامتوازن روبرو گردد.

     هرچند در این مقال ، تکیه بر توسعه فرهنگی به معنای به حاشیه راندن بخش های دیگر نظام اجتماعی و یا در حاشیه قرار دادن آنها نیست بلکه ، تکیه بر بعد فرهنگی توسعه به منزله نگاهی همه جانبه به توسعه است ، چرا که ظرفیت فرهنگ به گونه ای است که ابعاد مادی و معنوی نظام اجتماعی را در خود جای می دهد و نمونه این ارتباط معنادار حقیقی را می توان در توسعه دانش به عنوان یک مقوله فرهنگی و از طرفی توسعه تکنولوژی به عنوان یک محصول مادی که فراورده دانش می باشد مثال زد ؛ لذا تاکید بر ایجاد ارتباط نظام مند فرهنگ با سایر حوزه ها بدین معنا است که  تمام ساختار نظام اجتماعی در یک مسیر حرکت کنند و از پرداختن صرف به یک حوزه خودداری شود ، اما یک واقعیت مسلم وجود دارد و آن نگاه ویژه به حوزه فرهنگ است و به درستی باید گفت که جهانی که امروز در آن زندگی می کنیم ، جهانی تک بعدی که بر پایه مباحث صرف مادی و اقتصادی باشد نیست ، بلکه جهان امروز بیش از هر زمان دیگر بر مبانی فرهنگی جهت تحقق اهداف خود تکیه زده است و شکل گیری نظریات مختلف در حوزه فرهنگ و اولیت بخشیدن به این حوزه در نظر صاحبنظران ، چه اندیشمندان فکری در حوزه جامعه شناسی کارکردگرایی ساختاری و چه جامعه شناسان نئومارکسیت به ویژه مکتب انتقادی که بخش اعظم اندیشه های خود بر محور فرهنگ و اولویت دادن به این مقوله به کار گرفته اند ، بیانگر اهمیت بعد توسعه فرهنگی در جامعه است.

    اما بیش از هر نظام فکری دیگر که در سطح جهانی مرسوم هستند ، یشترین مبانی فکری توجه به بعد فرهنگی توسعه را در دین مبین اسلام می توان پیدا کرد و ابعاد فرهنگی توسعه ، به نحو نظامندی در ساختار نظام اجتماعی اسلام طرح شده اند ، که بایستی از ظرفیت نهفته در این نظام فکری در جهت تحقق بخش های مختلف توسعه بهره جست؛ اما نکته قابل توجه در این نظام فکری ، بهره گیری از ارزشهای دینی در راستای رسیدن به مهمترین بعد توسعه یعنی ، یک ایجاد یک نظام انسانی متعالی بر پایه توحید است، که از آنجا نظام فکری اسلام تمامی ابعاد و مصادیق لازم برای توسعه را در کنار هم می بیند، می تواند محقق کننده این چشم انداز باشد.

    اهمیت توجه مسئولان به مقوله فرهنگ و اقتصاد ، بررسی  ارتباط فرهنگ و اقتصاد و نقش فرهنگ در توسعه کلان کشور اعم از توسعه سیاسی ، اجتماعي و اقتصادی و علمی ، ارتباط متقابل و متعامل فرهنگ ، اقتصاد ، سیاست به عنوان خرده نظام های اصلی جامعه ،   ایجاد همگرایی در سازمانهای فعال در حوزه فرهنگ ، ایجاد ارتباط بین ساختارهای فرهنگی و اقتصادی که نیازمند کارگروه مشترکی در این زمینه می باشند ، ایجاد انگیزش لازم در سطح ملی به عنوان یک اصل اساسی توسعه در سطح کشور ، بهره گیری از ظرفیت های دینی و باورها و ارزشهای اخلاقی حاکم بر جامعه برای ایجاد بسترهای لازم توسعه و توجه به نقش فعال و تاثیر گذار رسانه ها به عنوان یکی از ابزارهای مهم و تاثیر گذرا در جهت دهی به تحقق شعار سال از جمله مباحثی هستند که در این شعار می توان زمینه های آن را یافت و مورد بررسی قرار داد.

    برای این موضوع عزم ملی لازم است و ضروری است همه عناصر موجو در نظام اجتماعی با کارکردهای مناسب خود زمینه تحقق این شعار را فراهم کنند. لذا می طلبد با ایجاد همگرایی بیشتر در این زمینه گام اساسی برداشت. عزم ملی برای توسعه می تواند بر کار و تلاش مضاعف ، پرهیز از اسراف و تبذیر ، انجام درست وظایف شغلی ، پس انداز صحیح ، داشتن وجدان کاری ، احساس تکلیف همراه تعهد کاری ،روحیه جهادی ، رعایت حقوق شهروندی ، دقت و توجه به علم و دانش  از مسائلی هستند که مردم مردم با رعایت آنها می توانند رویکرد سال جدید را محقق کنند . نکته در این جاست که بیش از هر حوزه ای این مصادیق مورد تاکید نظام دینی هستند،  که رعایت این مصادیق زمینه اصلاح نظام اجتماعی و توسعه اقتصادی را فراهم خواهد کرد. آنچه در شعار سال 96 می توان یافت ، نگرشی کلان و عقلانی و ساختارمند به تمامی خرده نظام های موجود یک نظام اجتماعی است و اگر همه ی خرده نظام های نظام اجتماعی بتوانند با یک نگاه هنجارمند و با همگرایی بیشتر در این مسیر گام بردارند ، یقینا شعار سال محقق خواهد شد و نظام به اهداف محوری و اساسی خود خواهد رسید.

    اگر مردم در استفاده بهینه از منابع صرفه جویی لازم را داشته باشند ، بخش عظیمی از منابع کشور هدر نخواهد رفت و می توان از مازاد منابع استفاده بیشتری را برد  ،اگر  مسئولین در کلیه امور با روحیه تکلیف مدارانه و با کار و تلاش مضاعف از این عزم مردم بهره برداری کنند ، یقینا شاهد تحولی بزرگ در جامعه خواهیم بود.وجدان کاری به عنوان یک مقوله فرهنگی و دینی می تواند زمینه های رونق بخشیدن  به توسعه تولید و از طرف اعتماد متقابل و متعامل آحاد جامعه فراهم کند. دقت و نظم پذیری در کارها به عنوان مقوله های مهم فرهنگ عمومی باعث می شود افراد جامعه با حساسیت خاصی کلیه امورات محوله را انجام دهند و همین مساله مانع از بی نظمی و هدر رفتن زمان می شود و باعث سرعت بخشیدن به امور می شود. احساس تکلیف نسبت کار زمینه کار و تلاش مضاعف را قراهم می کند و انسان تکلیف گرا زمان و مکان را نمی شناسد و آماده هرگونه فعالیتی برای پویایی جامعه است و به عبارتی در فرد تکلیف گرا ، نمی توان ایستایی دید ، بلکه هر هست پویایی و تحرک است . روحیه تکلیف مداری باعث می شود با احساس اینکه به دستورات دینی عمل می کند خود را دائما در تحرک ببیند و لذا در فرد متعد و تکلیف گرا ، می توان وجدان کاری ، نظم و دقت ، حسن اعتماد ، روحیه کار و تلاش مضاعف و پرهیز از اسراف می شود که توجه به همین رویکرد باعث می شود که حتی سایر خرده نظامهای اجتماعی به ویژه اقتصاد روندی رو به رشد داشته باشند.

     

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.